خيلي زيبا بود .زيبايي اش در همان لحظه ي اول تمام وجودم را تسخير كرد.انقدر زيبا بود كه دلم نمي خواست حتي لحظه اي چشم از چشمهايش بردارم.
چشمانش ايينه ي زندگي بود ـسرشار از صداقت و یکرنگی.
احساس میکردم که او لیاقت بدست اوردن همه چیز را دارد احساس میکردم تمام دنیا وکاینات فقط به خاطر او در گردش وتکاپو هستند.روح بزرگ وخدایی اش انقدر زیبا وخواستنی بود که نه تنها من بلکه همه ی اطرافیان را به سوی خویش جذب می کرد فقط کافی بود لبخند بزند.
اگه به خودش ایمان پیدا می کردمی توانست حتی کوهها را هم جا به جا کند درمقابل ایمان واراده ی او هر کاری شدنی بود.
همه ی جنبه های او برایم دوست داشتنی بود.در مقابل روح ملکوتی اوغم ها وغصه های بزرگ هم می توانست مثل امتحان کوچک وساده ی زندگی باشد.اصلا ارزش او بیش از این بودکه لحظه هایش را با ناراحتی های عادی وروز مره ام غم انگیز نم.
اغوش گرم ومهربان اومیتوانست پناه اطرافیان باشد.روح یگانه وخلاق وبی انتهای اودر قالب جسمی دوست داشتنی در این دنیا نمایان شده بود.
واین فرشته ی زمینی تمام وجودم را از عشق خود لبریز کردواز ان زمان که او را می بینم بر لبانم<فتبارک الله احسن الخالقین>جاری میشود.به نظر من او ارزشمند ترین کسی است که هرروز در اینه ی نصب شده به دیوار اتاقم می بینم.
اخر من عاشق کسی هستم که هر موقع در اینه نگاه
میکنم با چشمهایش به من سلام میکند
(دوستت دارم ای فرشته ی زمینی)
|
+| مدير وبلاگ
Baran در یکشنبه چهارم آذر 1386
|